تلاش ما اين است که تا آنجا که مقدور ميباشد براي شما محيطي سالم وآزاد فراهم کنيم تا بتوانيد با دوستان خود به تبادل نظر و اطلاعات بپردازيد. جهت ورود ، کدکاربری و رمز عبور خود را وارد نمایید.
اگر اولین بازدید شماست، پس از مطالعه دقیق ، قوانین و اساسنامه ایران تراکجهت مشاهده انجمنها ثبت نام کنید
همچنین در صوریتکه قبلاً عضو انجمن بوده اید اما رمز عبور خود را از یاد برده اید اینجا کلیک کنید . اگر در ثبت نام مشکلی دارید میتوانید از طریق ، تماس با ما مدیریت سایت را مطلع سازید
موتور سوار و نشانه جهنم
روحانی پیر در آن گرمای تابستان قم و در آن کوچهی تنگ و باریک خم شده بود تا تکه کاغذی که روی زمین افتاده بود را بردارد. کاملا عادی بود که این قدر طول بکشد چون او چنان سالخورده بود که به زحمت راه می رفت تا چه رسد موتور سوار و نشانه جهنم
موتور سوار جهنمی
روحانی پیر در آن گرمای تابستان قم و در آن کوچهی تنگ و باریک خم شده بود تا تکه کاغذی که روی زمین افتاده بود را بردارد. کاملا عادی بود که این قدر طول بکشد چون او چنان سالخورده بود که به زحمت راه می رفت تا چه رسد به دولا راست شدن.
روحانی هنوز کمرش را راست نکرده بود که موتور سواری محکم کنارش زد روی ترمز.
نمی دانم از چه، اما حسابی اخمهایش در هم بود و بی آنکه ملاحظهای کند، داد زد: دِ بکش کنار دیگه پیری!
من و گنجشکای خونه
دیدنت عادتمونه
به هوای دیدن تو
پر میگیریم از لونه
Bookmarks